تبليغاتX
اعترافات




















اعترافات

يادداشتهاي محمد دلاوري(خبرنگار واحد مرکزي خبر)

 

 

تا نیمه های شب کنار حرم امامین در کاظمین بودم ،یه گروه ایرانی امده بودند برای گل آرایی حرم پدر و پسر امام رضا ،حرم چه احساس شگفتی داره تو اون خلوتیه نیمه شب ،گزارشش نیمروز امروز پخش شد

.............

رفتم یه خونه عجیب تو بغداد ،خونه مردی که توی حیاطش شیر ،کرکس ،تمساح ،شترمرغ ،طاووس و آهو نگه میداره ،جالب این بود برام که وقتی این مردم از ترس جونشون هر روزو با هزار استرس سر میکردن این مرد دنبال غذا برای حیوناش بوده که از گرسنگی نمیرن ،چه معجون عجیبیه آدمی و چه داستان عجیب تریه زندگی و عشق.........

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 17:0 توسط محمد دلاوری|

 

 

یه سوژه تو نجف هست که از بس درباره اش گزارش زدن کلیشه شده ،خونه اما م تو سالای ۴۳ تا ۵۷

،واسه همین من فقط رفتم برای دیدن این خونه نه گزارش زدن ،راستی من خونه عالمان دینی تو بعضی کشورای دنیا رو دیدم ،اغلب قصری و دم و دستگاهی دارن واسه همینه دیدن خونه امام یا علمایی از این دست برام خیلی شیرینه

بگذریم ،رفتم که خونه رو ببینم دیدم ای بابا ،خونه فرو ریخته ،یعنی خراب شده ،نه اینکه یه کم آسیب دیده باشه ،نه ،یه تل خاک شده ،اونقد آب نشت کرده و کسی به دادش نرسیده که کلا خوابیده رو زمین

دفتر امام هم کنارشه و اونم اگه به دادش نرسن تا خرابی فاصله ای نداره ،با دوربین شخصی یه گزارش کوتاه درست کردم و به ۲۰.۳۰ دادم که شاید امروز پخش کنه ،هر چند هنوز گزارش دادستان دادگاه صدام رو پخش نکرده

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 12:25 توسط محمد دلاوری| |

 

 

ظاهرا مشکلی پیش امده شنبه از همان شبکه ببینید

نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 14:22 توسط محمد دلاوری|

 

 

"وادی السلام ،شهر هزارساله خاموشان " امروز ساعت ۱۴ شبکه یک ببینید

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:24 توسط محمد دلاوری|

 

"اولین تئاتر بغداد" امشب ساعت ۲۲ ...شبکه سه

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 20:0 توسط محمد دلاوری|

 

 

هر چه باشد ما با صدام غریبه نبودیم ،حجمی از دغدغه های کودکی و جوانی ما را ان هیبت ترسناک و داستانهای جنایت های او پر کرده بود

اما این روزها که امدم اینجا در لابلای حرفهای عراقیها ،صدام دیگری برایم زنده شد که تصورش هم روح را ازار میدهد که ایا ممکن است ادمی تا این حد شقی شود

و انسان چگونه جانوری است که اگر صدام نامی بالای سرش باشدچه ساده عامل هر جنایتی میشودو  تمام شقاوتهای عالم از وجودش بیرون میزند

همینقدر بگویم که این مردم اگر چه اظهار نمیکنند هنوز از این نام میترسند و هنوز  کابوس ان روزها دارد زیر ذائقه ذهنشان مرور میشود.انقدر که طفلک جعفر هنوزخیال میکند جاسوس های صدام دارند زاغ سیاهش را چوب میزنند

"جعفر"مرد مجنونی است که حوالی ما زندگی میکند ،دیوانه ای که به لطف روان پاکش از عالم و ادم نمیترسد اماوقتی بخواهی با او از صدام حرف بزنی یکباره وحشت میکند و ترسان تلاش میکند تو را از حرف زدن بازدارد ..بگذریم

بخت همراه شد که با دادستان ارشد دادگاه صدام مصاحبه کنم ،گزارش تحویل ۲۰.۳۰ شده و همین امروز یا فردا یا شاید هم فردای فردا پخش شود

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 13:35 توسط محمد دلاوری| |

 

 ماجرای این توافقنامه که عراقیها به ان میگویند "اتفاقیه "انقدر دارد کش دار میشود که من اسمش را گذاشته ام " وقایع اتفاقیه "

این است که این روزها شب وروزمان شرح وقایع اتفاقیه است .اما بینابین این شلوغی یه سر رفتیم موزه بغداد که اگر اتفاقی نیفتد فردا ساعت ۱۰از شبکه سه پخش میشود

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 9:27 توسط محمد دلاوری|


Design By : Night Skin