تبليغاتX
اعترافات




















اعترافات

يادداشتهاي محمد دلاوري(خبرنگار واحد مرکزي خبر)

 

 

 

* حوصله داشتید اگر ، فردا یکشنبه گزارش " درخت میخ " را از بیست و سی ببینید

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 22:42 توسط محمد دلاوری|

 

 

از راه میرسد خیس و خسته از گرما و با دلی که از ترس در آشوب است که نکند کسی از نقشه اش با خبر شده باشد

خود را تا میانه مسجد میکشاند که هرچه میشود اطرافش شلوغ باشد ، که لابد بهشت بیشتری نصیبش شود

وقتی مسجد  لبالب از جمعیت شد ،ناگهان ضامن کمربند انتحاری را میکشد و لحظه ای بعد او نابود شده و دهها تن را نیز با خود کشته است

داستان درد آوری است که در این خاک "کسانی خود را برای رضای خداوند در مسجد خداوند  میکشند  و کسانی را با خود به کشتن میدهند که در حال عبادت خداوند هستند " داستان درد آوری است

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 0:53 توسط محمد دلاوری| |

 

 

يه كافي نت تو بغداد -روز- داخلي

اين كيبورد عراقي نصف حروفو نداره    نصفشو من نميدونم كجاست     انكليسي نميشه   من جطوري بكم كه بلاكفا كه همه جاي دنيا باز ميشه دقيقا تو دفتر ما باز نميشه   كلي حرف تو كلوم (بخش تحتاني كله) هست نميتونم بكم

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 13:5 توسط محمد دلاوری| |


Design By : Night Skin