مسجد ممنوع
صدرا تازگيها تابلوي توقف ممنوع و ورود ممنوع رو يادگرفته ، امروز يکي از اين تابلوهاي سبز که جهت مسجد رو نشان ميده به من نشان داد و پرسيد : "بابا اين تابلوي مسجد ممنوعه ؟ "
يادداشتهاي محمد دلاوري(خبرنگار واحد مرکزي خبر)
صدرا تازگيها تابلوي توقف ممنوع و ورود ممنوع رو يادگرفته ، امروز يکي از اين تابلوهاي سبز که جهت مسجد رو نشان ميده به من نشان داد و پرسيد : "بابا اين تابلوي مسجد ممنوعه ؟ "
در یک تابلوی زیبا از یک روستای زیبا ، چوپانی زیر درخت سرسبزی مشغول نواختن نی است ، آن سو تر گوسفندان در مرتعی سرسبز چرا میکنند ، از دود سفید دودکش کلبه ای در روستا میشود گرمای مطبوع اجاق خانه را احساس کرد ...اسلاوی ژیژک میگوید : این تابلو وافعیت روستا نیست ، تصور ذهنی یک نقاش فئودال از یک روستاست و گرنه روستای واقعی هیچ وقت این همه " امکان " و " مزیت " و " برتری " را یک جا کنار هم ندارد ، روستای واقعی تصویر مرکبی است از زیبایی و رنج
تصویر ذهنی انسان مدرن هم از سنت گاهی شبیه همان تابلوی زیباست ، دیگر دسترسی به سنت محض غیر ممکن شده است ، این سنت دست چین شده که در خانه اغنیاء در قالب گلیم و کوزه و تابلو فرش نمودار شده ، چیزی است شبیه همان تابلوی نقاشی